نبودم
یعنی بودم فقط نوشتنم نمیاومد
حالا دوباره برگشتم
پر از انرژی مثل قبلا" (نه که قبلا" خیلی انرژی داشتم....)
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود ........
آقاجان من غوره ام، چون مجبورم، می فهمی... مجبورم!
پ.ن. بی خیال سانتافه و دشت و دمن، خوب؟
فکر می کنم باید کم کم ریق رحمت رو سر بکشم...
پاریس ...
دشت و دمن...
حلالم کنین، من خودم رفتنی ام.
یکی به من بگه کجا برم!
پ.ن. کور شه هر کی فکر بد بکنه...
پ.ن. قربون کسی هم نمی رم، گفته باشم.
من با یه غوره سردیم نمی شه، ممکنه با یه مویز گرمیم شه ولی با یه غوره سردیم نمی شه، مطمئنم.
حریم خصوصی است. وارد نشوید.
پ.ن. وقتی وارد می شی همین می شه که دوستی چند ساله امون به هم می خوره.
سگ آدمو بگیره بهتر از اینه که جو آدمو بگیره....
پ.ن. نه به نمی یام نمی یام اولت..... نه به این هوس تجهیزات ١.۵ میلیونی خریدن آخرت.....


نظرات () لینک مطلب